مشاوره قبل از بارداری

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی
  • نویسنده :
  • بازدید : 0 مشاهده

به طور معمول اساسی ترین نوع اختلال های اضطرابی اختلال اضطرابی فراگیر GAD می باشد، که با احساس پایدار تنیدگی ذهنی و نگرانی و بی قراری مشخص می شود. تشخیص اختلال اضطراب فراگیر زمانی صورت می گیرد که فرد نگرانی و اضطراب شدید و غیر قابل کنترلی درباره ی تعدادی از وقایع و موقعیت ها تجربه کند. کودکان و نوجوانان ممکن است درباره اینده و مهارت و لیاقت در عملکرد تحصیلی و اجتماعی بسیار نگران باشند. همچنین ممکن است در مورد مشکلات سلامت خود، موضوعات حانوادگی شان و حوادثی که در جهان رخ می دهد نگران باشند. این نگرانی ها باید دست کم شش ماه هر روز وجود داشته باشند و با یک نشانه ی فیزیولوژیکی همراه باشند. تاکنون اختلال اضطراب فراگیر به خوبی در مورد کودکان ونوجوانان مورد پژوهش قرار نگرفته و سیر تحولی ان برای این گروه نیز مستلزم بررسی بیشتری است.

وجه تمایز GAD از سایر اضطراب‌ها در این است که در این نوع اختلال، شخص نگران وقایع متعددی می‌باشد و در صورتی که در سایر اختلالات اضطراب، نگرانی منحصر به محرک یا موضوعات ویژه‌ای می‌باشد.

وجه تمایز دیگر اینست که این افراد اغلب در مورد مسائل جزئی روزمره دچار اضطراب می شوند (بارلو، 2002). بزرگترها اغلب بر مسائلی مثل مشکلات بین فرزندان، سلامت خانواده، مسئولیت های شغلی و یا جزئی تر مانند وظایف خانه، یا سر وقت رسیدن به یک قرار. کودکان با این اختلال اغلب ازط مسائلی مثل رقابت در مدرسه، عملکرد ورزشی یا اجتماعی دچار نگرانی می شوند (ساوج و کندال، 2009).

علائم این اختلال بر اساس DSM-V عبارتند از:

الف: اضطراب و نگرانی شدید و مفرط درباره تعدادی از رویدادها یا فعالیت ها (مثلا عملکرد شغلی یا تحصیلی) در اکثر روزهای هفته و به مدت حداقل ۶ ماه.

ب: فرد نمیتواند این نگرانی را کنترل کند.

ج: اضطراب و نگرانی با حداقل سه نشانه از 6 نشانه زیر همراه است (نشانه ها در اکثر روزها در ۶ ماه گذشته حضور داشته اند)

توجه: در مورد کودکان فقط به یک سمپتوم نیاز است.

۱. فرد بی قرار است، یا احساس عصبی بودن دارد، یا به خاطر نگرانی بی دلیل بد اخلاق است.

۲. به آسانی خسته و کوفته میشود.

۳ . نمیتواند حواس خود را متمرکز کند یا ذهنش یک دفعه خالی میشود.

۴. زودرنج است و زود عصبانی میشود.

۵. تنش ماهیچه ای دارد.

۶. خوابش مختل شده است (نمیتواند بخوابد، یا از خواب می پرد، یا خواب ناآرام دارد که خستگیش را برطرف نمیکند).

د: اضطراب ، نگرانی ، یا سمپتوم های فیزیکی باعث میشوند فرد به رنج یا نابسامانی شدید (بالینی) در عملکرد اجتماعی ، شغلی یا سایر جنبه های مهم زندگی دچار شود.

ه: ناراحتی فرد را نمی توان به آثار مستقیم یک ماده (مثلا یک نوع ماده مخدر،یک نوع داروی تجویزی)،یا یک عارضه پزشکی دیگر (مثلا هایپرتیروئیدیسم) نسبت داد.
منبع : کودک و نوجوان-اختلال اضطراب فراگیر در کودک و نوجوان

بی اشتهایی کودکان

سه شنبه 6 خرداد 1399
  • نویسنده :
  • بازدید : 0 مشاهده

تغذیه سالم در کنار خواب مناسب و ورزش کردن ارکان اصلی سلامت جسمی و شاید روحی روانی یک فرد را تشکیل می دهند. در این بین تغذیه می تواند تاثیر بسیار مهمی در رشد و نمو کودکان از لحاظ جسمی و روحی و ذهنی داشته باشد و بسیاری از خانواده ها با مشکلات کم اشتهایی کودکان خود در سنین کودکی و ترس از عدم رشد مناسب آن ها چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی مواجه هستند.

یکی از دلایلی که باعث می شود کودکان اشتهایی مناسب برای خوردن غذا نداشته باشند خوردن تنقلات بیش از حد توسط آن ها در طول روز و عادات ناسالم غذایی است که سبب می شود معده کودک پر شده و او هیچ تمایلی برای خوردن غذا نداشته باشد چرا که بسیاری از تنقلات دیر هضم نیز می باشند پس به طور کلی خانواده ها باید مواظب رفتارهای کودکان خود در زمینه خوردن تنقلاتی مانند چیپس و پفک …باشند. گاهی اصرار کردن والدین در خوراندن غذا به کودک و در مقابل انکار او و نخوردن غذا توسط او کار را به جایی می کشاند که کودک بیش از پیش کم اشتها و بی اشتها می شود و در این زمینه باید به مواردی توجه نمود. نکته مهمی که والدین باید به آن دقت کنند این است که گاهی بی اشتهایی کودک ناشی از لجبازی اوست به خصوص در سنین 3 تا 6 سالگی کودک می داند که والدین او در مسئله غذا خوردن او حساس هستند و بنابراین از نخوردن غذا و لجبازی در جهت سو استفاده و گرفتن امتیاز از والدین استفاده می کنند و باید دقت نمود که در این مواقع بی اعتنایی بهترین گزینه است چرا که کودک مسلما گرسنه شده و گرسنگی اش به لجبازی اش غلبه می کند و شما نیز در این بین با بی اعتنایی به او فهمانده اید که غذا نخوردنش نمی تواند راهی برای فشار بر شما باشد.

عادات غذایی کودکان معمولا از هشت ماهگی در آنان شکل می گیرد و از این سن به بعد عادات غذایی و اشتهای کودک مستقیما با خلق و خو و رفتر کودک در ارتباط بوده و مثلا ممکن است کودک به دلیل لجبازی غذایی خاص را نخورد و یا از آن بدش بیاید. رفتارهای والدین کودک به ویژه مادر کودک در سالهای ابتدایی زندگی تاثیر بسیاری در عادات غذایی کودک و اشتهای کودک دارد. برخی از کودکان تا دوران نوجوانی خود هرگز یاد نمی گیرند که مانند والدین و سایر اعضای خانواده سر سفره و میز غذاخوری بنشینند و در کنار دیگران غذا بخورند که در این زمینه باید والدین و رفتارهای آن ها را در این زمینه تاثیر گذار دانسته و به نحوی آن ها را مقصر اصلی این قضیه دانست.
منبع : کودک و نوجوان-بی اشتهایی کودکان

نوجوان در جست و جوی هویت

دوشنبه 5 خرداد 1399
  • نویسنده :
  • بازدید : 0 مشاهده

فعالیت بدن آنها به شدت بالا می رود. احساس سردرگمی، ترس و تنهایی بر آنها چیره می شود. دمدمی مزاج، پنهان کار و کج خلق می شوند. احساس می کنید دیگر فرزند خودتان را نمی شناسید. چه بر فرزندتان آمده است؟ پاسخ این سوال بلوغ است.

در سال های نوجوانی، افراد تلاش خود را برای یافتن هویت خود را آغاز می کنند. دکتر لس پروت، استاد روانشناسی، هفت راه معمول درمیان نوجوان برای نشان دادن تلاش خود در جهت کسب هویت را بیان می کند برای آنکه شما بتوانید مسائل مربوط به بلوغ فرزند خود بهتر درک کنید:

ازطریق نماد های ظاهری:
نوجوانان سعی می کنند با پوشیدن لباس های خاص و داشتن متعلقات خاص، از دستگاه های پخش گرفته تا عینک های آفتابی، پرستیژ خاصی را بنا کرده و کسب اعتبار نمایند. این نمادها به آنان کمک می کند تا هویت خود را در ارتباط با گروهی خاص تعریف کنند.

از طریق رفتارهای ممنوع:
نوجوانان اغلب احساس می کنند که با بزرگ به نظر رسیدن در چشم دیگران می توانند اعتبار و پذیرش دیگران را کسب کنند. آنها شروع به انجام کارهایی می کنند که احساس می کنند به بزرگسالی مربوط هستند، مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، مصرف مواد مخدر و فعالیت های جنسی.

از طریق طغیان و سرکشی:
با طغیان و سرپیچی جدایی را به نمایش می گذارند. نوجوان از این راه می توانند هویت مستقل و جدای خود را از والدین و دیگر افراد مسئول نشان دهند، و در عین حال پذیرش و مقبولیت خود در نزد همسالان خود را نیز حفظ کنند.

از طریق الگوها قرار دادن افراد مشهور:
چهره های مشهور می توانند برای نوجوان که به دنبال تجربه ی قالب های مختلف شخصیتی است به الگو مبدل شوند. آنها ممکن است بخواهند هویت خود را در قالب یک شخص مشهور تعریف کنند، بنابراین تمام تلاش خود بکار می گیرند تا بیشتر به آن چهره نزدیک شده و شبیه او شوند، و در واقع با این کار،هویت فردی خود را از دست می دهند. این تطابق با چهره های شناخته شده به نوجوانان احساس تعلق می بخشد.

از طریق عدم پذیرش مغرورانه
نوجوانان ممکن است نسبت به حذف همسالان متعصب باشند، زیرا آنها پیوسته در تلاش هستند تا هویت خود را در رابطه با دیگران تعریف کنند، و نمی خواهند با کسانی که دارای ویژگی های شخصیتی مورد پذیرش و دلخواه او نیستند در ارتباط باشند. آنها تلاش می کنند با طرد کردن و فاصله گرفتن از افرادی که شبیه آنها نیستند، هویت خود را قوت بخشند.
منبع : کودک و نوجوان-نوجوان در جست و جوی هویت

نیازهای نوجوانان

يکشنبه 4 خرداد 1399
  • نویسنده :
  • بازدید : 0 مشاهده

پژوهشی در سال 1382 درباره بررسی نیازهای نوجوانان دانش آموزان کشوردر خرده فرهنگ های مختلف ایران انجام شده است. یکی از سوال های پژوهشی این بودکه نیازهای اموزشی و تربیتی دانش آموزان کدامند؟ پاسخ های دانش اموزان در جدول شماره 1-1 تنظیم شده است.

در اینن جدول مشاهده می شود، که دانش آموزان نوجوان روابط گرم و رعایت حقوق متقابل در خانواده، نیاز به داشن احساس اعتماد و امنیت در محیط خانواده و احترم گذاشتن به قانون، ضرورت اننجام دادن فرایض دینی، داشتن اطلاعات مربوط به دوره ی بلوغ و تغییرات جسمی و جنسی، آگاهی از اصول بهداشتی، ضرورت رفتن به مدرسه، اهمیت توجه والدین به امر تغذیه و بهداشت نوجوانان و نیزز به سبب ضرورت ارتباط با جنس مخالف ومسئله ازدواج، اهمیت آشنایی پیش ازازدواج دختران و پسران با یکدیگر را مورد تاکید قرار داده اند. همچنین اهمیت دادن نوجوانان دبیرستانی به ضرورت اعتقادات مذهبی والدین با میزان عمل کردن آن ها به این اعتقادات، نشان دهنده ی حساسیت انان به صداقت والدین در زمینه هماهنگی قول و عمل آن هاست. ضرورت انجام دادن فعالیت های ورزشی برای حفظ سلامت نوجوانان نیز مورد توجه این دانش آموزان قرار گرفته است.

جدول شماره 1-1 جدول نیازهای آموزشی و تربیتی

شماره اولویت نیازها درصد فراوانی
1 ارج نهادن به روابط گرم و صمیمی، در میانن اعضای خانواده 32/95
2 ضررت رفتن به مدرسه 58/93
3 اعتماد والدین به نوجوان 64/92
4 اهمیت آشنایی دختران و پسران با یکدیگر پیش از ازدواج 10/90
5 ایجاد احساس امنیت و آرامش در نوجوان در کنار خانواده 36/89
6 توجه کردن والدین به تغذیه و بهداشت نوجوان 10/89
7 ضرورت انجام دادن فرائض مذهبی 10/89
8 آگاهی یافتن از اصول بهداشتی 36/88
9 لزوم هماهنگی اعتقادات مذهبی والدین با میزان عمل کردن آن ها به این اعتقادات 10/88
10 ضرورت انجام فعالیت های ورزشی برای حفظ سلامت نوجوان 06/88
11 ضرورت حمایت نوجوان از سوی والدین در مواقع بحرانی و بروز مشکلات 92/87
12 اهمیت احترام و رعایت حقوق متقابل در خانواده 54/87
13 نیاز به تأیید و پذیرفته شدن در میان اعضای خانواده 40/87
14 داشتن اطلاعات لازم درباره بلوغ و تغییرات جسمی، جنسی و روانی 74/86
15 اهمیت احترام گذاشتن به قوانین در بازی ها، ورزش ها و دیگر فعالیت های گروهی 64/86
نوجوانان دانش آموز همچنین نیاز به حمایت شدن از سوی والدین در مواقع بحرانی و بروز مشکلات را به عنوان نیازی جدی مورد تأکید قرار داده اند.

همچنین بر اساس سؤالات باز پسرسشنامه، 4 مورد از مهم ترین نیازهای دانش آموزان نوجوان درباره والدین عبارت بودند از: درک کردن نوجوانان (12 درصد)، اهمیت دادن به خواسته های نوجوانان (11 درصد)، ایجاد محیطی آرام برای تحصیل (8درصد) و تبعیض قائل نشدن میان فرزندان (7 درصد).

شرفی نیز (1374) مجموعه نیازهایی که نوجوانان مدارس راهنمایی دارند را شامل نیازهای زیر مطرح کرده است:

* همه ی نوجوانان راهنمایی نیاز دارند تا استعدادهای خود را کشف کنند و تجارب اساسی و بنیادین را برای کفایت شغلی و حرفه ای کسب نمایند.

* همه ی نوجوانان راهنمایی نیاز دارند تا رشد کنند و از حیث فیزیکی و ذهنی سلامت لازم را به دست اورند.

* همه ی نوجوانان راهنمایی نیاز دارند در فعالیت های اجتماعی مدرسه و امور شهروندی جامعه ی خود مشارکت جویند و موقعیت خود را به وضعیتی که بزرگسالان از حیث شهروندی دارندف نزدیک گردانند.
منبع : کودک و نوجوان-نیازهای نوجوانان

  • نویسنده :
  • بازدید : 0 مشاهده

در تجربه ی تعارض، نکته ی مهم آن می باشد که؛ تعارض باید در هر صورت به گونه ای رفع و حل شود. بهترین انتخاب از بین انتخاب های نامناسب گزینش می شود، و شخص مسئولیت انتخاب و همچنین زیستن با آن را می پذیرد. اگر شخص در حل تعارض، دچار شکست بشود، به طور معمول به تنش های عاطفی شدید و عدم بروز رفتار سازگارانه مبتلا می شود.

تجربه ی تعارض در زندگی هرکسی، امری عادی و معمولی به نظر می رسد. به همین دلیل؛ داشتن توانایی در حل تعارض، از اهمیتی ویژه برخوردار می باشد.

مقالات مرتبط:

رفتارهای نابهنجار در نوجوانان

مدیریت رفتارهای پرخطر نوجوانان

بدیهی است شخص، خصوصا کودک و یا نوجوان، به طور معمول در مورد ماهیت تعارض و حتی وجود آن در خودش، کاملا آگاه و روشن نیست، ولی انواع مختلفی از رفتار ها بیانگر وجود تعارض در شخص می باشند و مطالعه درباره ی کود ک و نوجوان و همچنین موقعیت او، احتمالا سبب آشکار شدن ماهیت یک تعارض خاص در او می شود.

علائم رفتاری در تعارض:
1) نسبت به انجام دادن تصمیمیات شخصی، بی میلی نشان می دهد.

2) به دیگران برای راهنمایی و تصمیم گیری اتکاء می کند.

3) در موقعیت های مدرسه ای، واکنش های تعارضی که در رفتار کلامی و عاطفی شخص نمایان می شود.

4) همانند موج، هرلحظه به سویی رفتن، از جمله علائم وجود تعارض در شخص می باشند. در روشن و آشکار ساختن ماهیت تعارض در نوجوانان، مشاوره می تواند کمک به سزایی داشته باشد.
منبع : کودک و نوجوان-تعارض در کودک و نوجوان و حل آن

  • نویسنده :
  • بازدید : 1 مشاهده

با شروع سن بلوغ و آغاز دوره ی نوجوانی آموزش های جنسی تبدیل به یکی از اساسی ترین موضوعات می شوند.

لازم است تا آموزش مسائل جنسی به نوجوانان باید با ظرافت انجام گیرد. هرچند ممکن است شما به عنوان والدین چنین احساس کنید که از آمادگی و اطلاعات لازم برای پاسخ گویی به سئوالات نوجوان برخوردار نیستید ولی بهتر آن است که آموزش در منزل و از زبان خود شما به عنوان دلسوزترین فرد برای فرزندتان صورت گیرد.

در بسیاری از موارد، عدم آگاهی والدین از شیوه ی صحیح ارایه ی آموزش های جنسی باعث می شود تا نوجوان‌ از طریق دوستان و همسالان پاسخ بسیاری از سؤالات خود را به دست آورد که در برخی موارد گمراه کننده است و زمینه را برای انحراف نوجوان آماده می‌سازد.

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با نکات اساسی تربیت جنسی نوجوانان بیشتر آشنا کنیم.

آموزش های جنسی به نوجوانان چگونه انجام شود؟
آموزش به نوجوان باید در دو قسمت انجام شود:

1. تشریح و بحث در مورد وضعیت ظاهری و چگونگی بهداشت بدن
در مورد دختران با شروع مرحله بلوغ، آگاهی و صحبت کردن در مورد آن را شروع کنید تا با بروز برخی حالات در خود دچار شوک نشود

2. مسائل اخلاقی، خطرات و فواید مسائل جنسی
بخش مهمی ا ز آموزش های جنسی آن است که بتوایند در مورد حقایق جنسی با فرزندتان صحبت کنید. در این زمینه لازم است از هرگونه دروغ پرهیز کنید و حقایق را بیان کنید.

به خاطر داشته باشید که ارایه ی پاسخ های کلی و مبهم نمی تواند فرزندتان را قانع کند. پس شفاف و روشن باشید و ازبیان زود به هنگام و یا دیرتر از موعد نکات جنسی خودداری کنید.

همچنین میزان اطلاعات باید متناسب با رشد جنسی نوجوان تان باشد. در دخترها از 10 تا 17 سالگی و در پسرها از 12 تا 19 سالگی زمان مناسبی خواهد بود.

یکی از روش های مناسب برای ارایه ی پاسخ صحیح ان است که اگر در پاسخ گویی به سئوالات نوجوان تان دچار تردید هستید به او بگویید که فردا جواب سوالش را می دهید.

مراقب باشید که زیاد فردا، فردا نکنید. زیرا در این موقع ممکن است نوجوان شما به سراغ کسی دیگر برود. همچنین بدترین جواب این است که بگوید تو هنوز کوچک هستی. مسلما زمانی که نوجوان سئوالی می پرسد چیزی در ذهن خود دارد.



با گرایش نوجوان به جنس مخالف چگونه برخورد کنیم؟
در این سنین غریزه جنسی در فرزند نوجوان شما فعال تر از قبل می شود و موجب ایجاد گرایشاتی نسبت به جنس مخالف می شود که یک امر طبیعی است و نباید نگران و دستپاچه شوید.

بهتر است اطلاعات خود را در زمینه چگونگی آموزش ارتباط با جنس مخالف، چگونگی کنترل آن و خطرات آن به روز نگه دارید تا بتوانید اطلاعات لازم را به او منتقل کنید.

هرگونه افراط و تفریط در ارایه ی اطلاعات صحیح به فرزندتان می تواند ناکارآمد باشد و لازم است تا متناسب با شرایط جسمی، زمانی و میزان درک و فهم اوعمل کنید.

نکات زیر در خصوص ارتباط با جنس مخالف به شما کمک می کند تا بتوانید بهترین شیوه ی عمل را در پیش بگیرید و از ایجاد مشکل خودداری کنید:
منبع : کودک و نوجوان-مهم ترین دانستنی های تربیت جنسی نوجوانان

  • نویسنده :
  • بازدید : 1 مشاهده
در طی دوران میانی کودکی (6 تا 12 سالگی)، دوستی ها و روابط با همسن و سالان بسیار حائز اهمیت می شوند. از آنجایی که کودک شروع به سپری کردن زمان زیادی با همسن و سالان خود می‌کند. این امر بسیار مهم است که جایگاه خود را بین گروه اجتماعی خود پیدا کنند. این امر نیازمند توجه بیشتر به نقش های اجتماعی و توانایی بالا برای توجه کردن به نقطه نظرات و دیدگاه های مردم می باشد. در این مواقع موقعیت های اجتماعی دارای اهمیت می شوند و کودکان باید برای اینها رقابت کنند.

برای مطالعه بیشتر:

۶ تا ۸ سالگی (کودکی میانه)

چگونگی برخورد و رفتار همسن و سالان کودک با وی، او را در جایگاه های مختلف اجتماعی قرار می دهد. کودکان محبوب آنهایی هستند که توجهات مثبتی از همسن و سالان خود دریافت می کنند. کودکان طرد شده توجهات مثبت کمتری از دوستان خود دریافت می کنند که بیشترشان هم منفی است. آنها به شکل فعالی مورد تنفر واقع می شوند. کودکان سر به هوا و اهمال کار معمولا به جای تنفر از سوی همسن و سالان، نادیده گرفته می شوند. کودکانی که اهل بحث و مجادله هستند معمولا هر دو توجهات منفی و مثبت را دریافت می کنند. کودکانی که از لحاظ روحی و جسمی توسط تعدادی از همسن و سالان خود دستخوش فریب قرار میگیرند به شکل فعال آسیب پذیر هستند. در نهایت قلدر ها ، کودکانی هستند که بدون هرگونه انگیزه ای به شکل پرخاشگرانه به منظور تسلط بر سایر کودکان عمل می کنند.

چرا بعضی از کودکان محبوب هستند ولی برخی نه ؟

عوامل و دلایل گوناگونی مبنی بر رفتارهای گوناگون کودکان وجود دارد. کودکان محبوب به نظر می رسد از لحاظ فیزیکی جذاب بوده و در شروع و نگهداری روابط مثبت دوستانه، توانا هستند و از لحاظ اجتماعی این شایستگی را دارند.

کودکان طرد شده معمولا به شکل منفی مورد رفتار دیگران قرار میگرند زیرا خشمگین هستند. آنها توانایی های اجتماعی و رقابتی خود را بیش از آنی که هست برآورد می‌کنند و تنفر بقیه نسبت به خود را نادیده می گیرند.



کودکان سر به هوا ، کمتر اجتماعی هستند، اما پرخاشگر یا خجالتی هم نیستند. موقعیت اجتماعی آنها معمولا با گذر زمان پیشرفت می کند. آنها معمولا به شکل جدی و محترمانه رفتار می کنند، همکاری کرده و معمولا توسط معلمین مورد تحسین واقع می شوند.

کودکانی که اهل بحث و مجادله هستند، پرخاشگر بوده اما تاوان این را با استفاده از جوک ها و توانایی های اجتماعی می پردازند تا ارتباطات خود با دیگران را از دست ندهند.

کودکانی که از لحاظ روحی و جسمی توسط تعدادی از همسن و سالان خود دستخوش فریب قرار می‌گیرند، سریعا عصبانی می شوند و رفتارهای کودکانه و وابسته، از خود نشان می دهند.

قلدرها معمولا بدون هیچ انگیزه ای ، پرخاشگر هستند که این امر برای نحوه رفتار آنها مفید است. (آنچه را که می خواهند به دست می آورند)

بیشتر بخوانید:

خجالت یا کمرویی و کناره گیری اجتماعی کودکان

عزت نفس :

دوران میانی کودکی زمانی است که اکثر کودکان شروع به قضاوت در مورد خود می کنند و توسط دیگران هم مورد قضاوت قرار می گیرند. اگر کودک خود را شایسته و باهوش ببیند، و آن چیزی که هست را دوست داشته باشد، احترام و اعتماد به نفس خوبی خواهد داشت.

منبع : کودک و نوجوان-توانایی های اجتماعی در دوره کودکی میانه
  • نویسنده :
  • بازدید : 2 مشاهده

به نظر می رسد که رشد جنسی بچه ها، از نظر والدین نوزادان و کودکان دوره ای باشد که در مراحل بعدی زندگی آنها به وجود می آید. ولی در حقیقت، رشد جنسی کودکان در سالهای اولیه زندگی شروع می شود. نوزادان، کودکان، پیش دبستانی ها و کودکان جوان در سن مدرسه، شالوده رشد هیجانی و فیزیکی را همزمان با رشد به صورت های نامحسوس ایجاد می کنند.

همزمان با دست یابی به نقاط عطف مهم فیزیکی و هیجانی، مانند آموختن راه رفتن و یا شناخت پدر و مادر، کودکان به نقاط عطف مهم می رسند مانند چگونگی بازشناسی، تجربه و احساس کردن بدن خود و چگونگی شکل دهی دلبستگی به دیگران. دلبستگی در سال های اولیه زندگی شکل می گیرد و به مراحل صمیمیت و پیوستگی با دیگران در آینده کمک می کند.

با شناخت نحوه رشد و یادگیری کودکتان، شما می توانید نقش مهمی را درپرورش سالم هیجانی و فیزیکی ایفا کنید.

نوزادان و کودکان
وابستگی های عاطفی و اولیه بدن در کنار والدین و از طریق ارتباط فیزیکی شکل گرفته که عشق آنها را بیان می کند. نگهداری و لمس شدن، بوسیده شدن و در آغوش قرار گرفتن به کودکان کمک می کند تا احساس راحتی کنند و همراه با دوست داشته شدن، احساس فیزیکی مثبتی را تجربه می کنند.

نوع منحصر بفرد صمیمیت فیزیکی و دلبستگی هیجانی ما بین کودکان و والدین، می تواند اولین عامل برای شکل گیری زمینه های عاطفی و صمیمی فیزیکی پخته در اینده باشد که در مراحل بعدی، به عنوان بخشی از بلوغ جنسی پخته در اینده می باشد.

بدن من. بیشتر والدین نگرانی های مربوط به کودکان خود را با دکتر خودشان در میان می گذارند با موضوعاتی نظیر اینکه نوزادان آلت تناسلی خود را در طول عوض کردن پوشاک لمس می کنند یا دارای حالت نعوظ زیادی هستند. به انها اطمینان داده یمشود که این رفتارهای کاملا عادی می باشد و گفته می شود که اکتشاف کردن بدن، حتی در میان بچه های جوان تر هم یک امر عادی می باشد و بیشر کودکان، به خصوص نوجوانان، از برهنه شدن خوششان می آید.

واکنشی که شما نشان می دهید – صدای شما، کلماتی که استفاده می کنید و حالت صورت شما – یکی از اولین درس های بچه شما در زمینه مسائل جنسی می باشد. با عدم واکنش عصبی و غافل گیر کننده، یا عدم استفاده از کلمات ناپسند، به کودک خود آموزش می دهید که این کنجکاوی در مورد بدن ، یک بخش نرمالی از زندگی می باشد.

آگاهی جنسی. در سنین ۲ یا ۳ سالگی، حس مونث یا مذکر بودن کودک شروع به رشد می کند. این آگاهی، هویت جنسی نامیده می شود. کودکان در این سن، شروع به شناختن تفاوت ما بین پسر ها و دختر ها می کنند و می توانند خودشان را به عنوان یک پسر یا یک دختر، شناسایی کنند. برخی از افراد معتقدند که هویت جنسی به صورت زیست شناختی تعیین می شود و برخی بر این باورند که این امر در نتیجه محیطی که کودک در آن قرار گرفته است، تشکیل می شود. به احتمال زیاد، این امر در نتیجه ترکیب دو مورد یاد شده حاصل می شود. کودکان در این سن، خودشان را با رفتار های خاصی سازگار می کنند که نقش های جنسیتی نامیده می شوند، که مربوط به مونث یا مذکر بودن آنهاست. مردانه بودن چه چیزی است؟ زنانه بودن چه چیزی است؟ چگونه پسر ها و مردها رفتار می کنند؟ دختر ها و زن ها چگونه رفتار می کنند؟ همزمان با اینکه تصمیم می گیرید که نقش های جنسی را به کودک خودتان یاد دهید، نسبت به واکنش هایی که آنها در داخل و خارج از خانه نشان می دهند، مطلع باشید.

شناخت رشد جنسی اولیه در کودکان

دوره پیش دبستانی (سن ۳ تا ۵ سالگی)
در سن پیش دبستانی، حس دختر یا پسر بودن در بیشتر کودکان رشد می یابد، و تا جایی ادامه پیدا می کند که حتی شروع به اکتشاف بدن خود به صورت هدفمند می کنند. زمانی که آنها بدن خود را لمس می کنند، بد حرف زدن با آنها روش مناسبی نمی باشد – این کار ، فقط حس گناه یا خجالت را در کودک شما رشد می دهد.

با این حال، ممکن است که حتی در صورتی که کودکان این حس را داشته باشند که این کار خوب است، والدین بخواهند تا توضیح دهند که لمس کردن بدن باید در تنهایی صورت گیرد – کودکان در دوره پیش دبستانی آنقدر درک دارند که بدانند همه چیز نباید عمومی شود. همچنین آنها به اندازه کافی بزرگ شده اند که بدانند هیچ کسی – حتی اعضای خانواده یا افرادی که به آنها اعتماد دارند – نباید آنها را به گونه ای لمس کند که احساس ناراحتی داشته باشند.

در دوره پیش دبستانی کودک گرایش های جنسی را از شما می اموزد– از نحوه پاسخ شما به جنس مخالف و احساس شما در مورد عریان بودن.

سوالات پایان ناپذیر. همزمان با اینکه کودکان نسبت به هر چیزی کنجکاو می شوند، این امر یک حالت عادی است که کودکان از والدین خود سوالاتی از قبیل ” بچه ها چگونه به وجود می آیند؟ یا ” چرا خواهر من آلت تناسلی مردانه ندارد؟” ، را بپرسند.

وقتی که با سوالاتی از این قبیل برخورد می کنید، سعی کنید که با صداقت جواب دهید، و پاسخ شما تا حد ممکن به واقعیت نزدیک باشد. پاسخ هایی از قبیل اینکه ” لک لک تو را اورده” نه تنها حس کنجکاوی بچه را از بین نمی برد، بلکه زمانی که کودکان حقیقت را می فهمند، اعتمادشان به والدین از بین می رود. صادق بودن در این وضعیت، همچنین باعث می شود که کودک شما در مورد سوالات خودشان ، در زمان آینده هم به شما رجوع کنند.
منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-شناخت رشد جنسی اولیه در کودکان

  • نویسنده :
  • بازدید : 2 مشاهده

منضبط کردن یک کودک بسیار سخت است و چه بسا این کار دلش را هم بشکند. لابد شما می خواهید لبخند درخشانی بر چهره فرزندتان ببینید، نه اخم ناراحت کننده را، یا اشک چشم هایش را، یا کج-خلقی از سر ترسش را. “نه” گفتن به طرز غلط می‌تواند به آسیب‌های دراز-مدت منجرشود،حال آنکه این کار به طرزی صحیح، موجب رضایت کودکتان شده و خیال شما را هم در دراز مدت راحت می کند. در اینجا تعدادی از این نکات موثر برای “نه” گفتن ذکر شده است:

یکبار کافیه!
باید در اولین “نه” گفتنتان مصمم باشید، طوریکه بی نیاز از تکرار کردنش باشید. حالت چهره ای جدی به خود بگیرید و علتش را به کودکتان بگویید که چرا نمی تواند آنچه را می خواهد داشته باشد. اگر اولین “نه”ی شما جواب نداد، رویکرد متفاوتی در پیش بگیرید، مثلا شیوه هایی پیدا کنید برای “بله” گفتن.

اشتباه بزرگی خواهید کرد اگرکه دلتان به رحم بیاید. اگر کودکتان یاد بگیرد که می تواند شما را برای “بله” گفتن به ستوه آورد، دائما حرفش را به کرسی خواهد نشاند.

توضیح:
“نه” گفتنِصرف کافی نیست. کودکان متوجه آن نمی شوند و احتمالا بدرفتاری خود را تکرار می کنند مگر اینکه شما به او توضیح هم دهید. موثرترین راهکار برای “نه” گفتن این است که دلایل منطقی که کودکتان بتواند آنها را بفهمد به او ارائه دهید.

“بله” می تواند به معنی “نه” باشد.

“نه” شنیدن زیاد برای پیشرفت زبانی بچه هاآسیب‌زننده است، و آنها را مستعد خشم می کند. کاملا ممکن است که درهمان حال که شما “بله” می گویید، معنی “نه” بدهد. برای مثال اگر کودک شمامقداری کیک بخواهد، می توانید در پاسخ بگویید: « “بله” بعد از شام می تونی کیکت را داشته باشی.» اگر بچه ها موقع خرید، اسباب بازی جدید بخواهند بگویید: «بله می تونه هدیه شب کریسمست باشه.» بدین شیوه کودک شما این شانس را دارد که آنچه می خواهد در روز خاصی صاحبش شود و توافق کردن را هم یاد می گیرد.

9 نکته درباره "نه" گفتن به کودکتان

داد نزنید!
مجله ی رشد کودکمی نویسد: «[تاثیرات]داد زدن سر بچه درست به بدی تنبیه بدنی است، و باعث مشکلات رفتاری و ایجاد مسئله در رشد عاطفی آنها می شود.» داد کشیدن مدام سر بچه ها به-مراتب، عواقب سنگینتری نسبت به ساکت کردن موقتشان دارد. در مجله ی ازدواج و خانوادهیافته ها نشان داد که داد کشیدن می تواند موجب افسردگی و مشکلات عزت-نفس کودک شود. ازاینرو برقراری ارتباط در یک محیط آرام با رفتاری صمیمانه امری حیاتی است.

خواسته های مکررکودک غالباً کلافه کننده است. با سرگرم کردن بچه ها در گفتگویا شرکت در بازی آنها می توانید توجهشان را جلب کنید و اینگونه سریعا موضوع را عوض کنید و بدین صورت حواسش را به سمت چیزی مثبت جلب کنید.

به حریم خصوصی شان احترام بگزارید!
کودکتان را در مقابل دیگران خجالت زده نکنید. بلکه با اشاره، آنها را به محلی امن برده و صراحتا دلیل “نه” گفتنتان را برایش توضیح دهید. چنانچه در جمع به کودک خود بی-احترامی کنید خشمگین خواهد شد؛ مخصوصا چنانچه مورد تمسخر دیگران هم واقع شوند. به یاد داشته باشید اگر کودکتان را در جمع خجالت-زده کنید، آنها یاد خواهند گرفت که همان کار را با شما بکنند.
منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران- ۹ نکته درباره “نه” گفتن به کودکتان

  • نویسنده :
  • بازدید : 2 مشاهده

فوبیای اجتماعی داری؟ درمان فوبیای اجتماعی چگونه است؟ این مطلب را از دست نده – مدت زمان مطالعه ۳ دقیقه

” در همه ی موقعیت های اجتماعی به شدت احساس ترس می کنم، وقتی قرار باشد سر کلاس دانشگاه کفرانسی ارائه دهم یا در یک جمع غریبه صحبت کنم،

از مدت ها قبل در خصوص این موضوع ذهنم درگیر می شود و هر چه به روز موعود ( روز ارائه کنفرانس ) نزدیک می شوم احساس ترس در وجودم چند برابر شده،

در نهایت در روز اجرا مثل لبو سرخ می شوم، و صرفا در انتظار تمام شدن آن لحظات جانکاه اضطرابم را تحمل می کنم.

از این که همیشه باید یک گوشه تنها باشم، سکوت کنم، و از نگاه های دیگران اذییت شوم احساس بدی دارم”

از اینکه دیگران متوجه لرزش دستان و ارتعاش تن صدایم می شوند و از اضطرابم آگاه شوند، احساس خجالت دارم.”

درمان فوبیای اجتماعی
جملات بالا شرح حال یک دانشجوی مبتلا به اختلال فوبیای اجتماعی بود.

آیا برای شما هم صحبت کردن یا سخنرانی در یک جمع، سخت و ترسناک است؟

بیشتر مردم از صحبت کردن در مقابل یک جمعیت غریبه و ناآشنا احساس تشویش و ناراحتی داشته و سعی در اجتناب از چنین موقعیتی دارند.

اما افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی یا فوبیای اجتماعی، نسبت به جمعیت عادی از نظر شدت و مدت اضطراب و اختلالی که در نتیجه این مسئله در زندگی روزمره شان ایجاد شده، از سایر مردم متمایز می شوند.


درمانگر ترس های خود باشید، ناگفته های فوبی و درمان آن
0 دیدگاه/می 15, 2019
ادامه مطلب ...
علت فوبیای اجتماعی چیست؟
از جمله دلایلی که روانشناسان و متخصصان به عنوان علت احتمالی فوبیای اجتماعی ذکر نموده اند می توان به موارد زیر اشاره نمود:

ویژگی های شخصیتی و تجربه های دوران کودکی
مثلا کودکان کم رو و خجالتی که معمولا گوشه گیر، ساکت و منزوی هستند به احتمال بیشتری در بزرگسالی دچار فوبیای اجتماعی می شوند.

اما علاوه بر خصوصیات شخصتی فوق، چون فوبیای اجتماعی در مقایسه با سایر اختلالات اضطرابی در سن پایین تری ظاهر می شود، سبک فرزندپروری و نوع برخورد والدین در احتمال ایجاد این اختلال تاثیر بسزایی دارد.

به عنوان مثال، تحقیقات نشان داده است که کودکان مبتلا به فوبیای اجتماعی دارای والدینی با کنترل گری بسیار بالا و مهربانی کم تر هستند.

همچنین والدین این کودکان به احتمال بیشتری از خجالت زده کردن فرزندن خود جلوی دیگران به عنوان یک روش تربیتی و تنبیه استفاده می کنند.

بنابراین تجربه ی تحقیر شدن در کودکی را می توان در گذشته این افراد به نسبت جمعیت عادی بیشتر مشاهده نمود.

معمولا والدین این کودکان نمی توانند الگوی خوبی از رفتار شجاعانه و مقبول برای فرزند شان باشند و خود آن ها نیز از اضطراب رنج برده و نسبت به حفظ ظاهر جلوی دیگران بسیار حساس هستند.

بنابراین یادگیری نیز نقش مهمی در احتمال فوبیای اجتماعی دارد.

دنیای یک فرد مبتلا به فوبیای اجتماعی چه رنگی است؟
ذهنیت و دنیای درونی افراد مبتلا به فوبیای اجتماعی نقش بسزایی در ایجاد و ادامه یافتن این اختلال دارد.

معمولا این افراد در مورد رخداد های اجتماعی پیش بینی های بسیار منفی در ذهن خود دارند که باعث اجتناب آن ها از موقعیت اجتماعی می شود.

همچنین در موقعیت های اجتماعی، در تعامل ها، صحبت کردن یا سخنرانی جلوی جمع معمولا ارزیابی که از عملکرد و برخورد خود دارند بسیار منفی و ناشیانه است.

مثلا ممکن است بعد از اجرای تئاتر، سخنرانی، یا حتی رقصیدن جلوی جمع، علارغم اینکه دیگران نظر و فیدبک مثبتی در مورد عملکردشان به آن ها ارائه می دهند، باز هم از عملکرد خود ارزیابی منفی داشته باشند.

ویژگی دیگر افراد مبتلا به فوبیای اجتماعی تمرکز وتوجه زیاد از حد روی خود و ارزیابی خود است.

آن ها دائم نگران نشان دادن چهره مطلوب از خود هستند و فکر می کنند که همان قدر که آن ها از درون مضطرب هستند، در ظاهر نیز مضطرب نشان خواهند داد.

این نگرانی دائمی، عیب گیری و خود انتقادی باعث می شود که در موقعیت های اجتماعی تمرکز کمتری روی موضوع اصلی ( مثلا سخنرانی، رقصیدن و…) داشته باشند، دچار حواس پرتی شوند و در نتیجه عملکرد مطلوبی از خود به نمایش نگذراند.

درمان فوبیای اجتماعی گوشه گیری و انزوا درمان
مشاورانه
مشاوره خانواده
مشاوره ازدواج
مشاوره تلفنی
مشاوره آنلاین
تست روانشناسی
مشاوره روانشناسی
مشاوره جنسی
اختلال روانی
استخدام روانشناس و روانسنج
درمان فوبیای اجتماعی
در درمان فوبیای اجتماعی، روش های مختلفی به کار گرفته می شود،

انتخاب روش درمانی، بسته به تشخیص درمانگر و شرایط بیمار از نظر شدت و مدت اختلال، سن، فوریت درمان و…صورت می گیرد.

شناخت درمانی
اولین راه درمان فوبیای اجتماعی درمان مبتنی بر شناخت است.
منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه-درمان فوبیای اجتماعی ، گوشه گیری ، انزوای اجتماعی